محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )

39

آيين شهردارى ( فارسى )

سوار مىشوند . و اگر سوار شوند اسبانشان همانند و مشخص باشد و جامه‌هايى مغاير با جامهء مسلمانان پوشند تا شناخته شوند . » و رنگ زرد براى يهود بهتر است و نصارى زنار يعنى ريسمان ستبر در كمر خود بالاى جامه ببندند و يكى از اين دو امر موجب شناخته شدن آنان است . و هرگاه غيار « 1 » و زنار هر دو شرط شود بايد رعايت كنند و بايد بر گردنشان مهره‌اى از ارزيز يا مس باشد و بدان به گرمابه درآيند تا شناخته شوند ، و رواست كه عمامه و طيلسان بپوشند و اين امر مانع از شناخته شدن آنان نيست ، زيرا تشخيص با امورى جز آن نيز ميسر است . و ديبا پوشيدن ايشان مورد اختلاف است ، بعضى روا و بعضى ناروا مىدانند . و زن ذمى بايد زنار را از زير ازار و بالاى جامه پوشد تا موجب فراهم شدن بدن و بازماندن سر نباشد ، و برخى گفته‌اند بالاى ازار و نيز جامه بپوشد مانند مرد ، و در گردنش مهره‌اى باشد كه با آن به گرمابه رود و يكى از كفشهايش سياه و ديگرى سفيد باشد تا از زنان مسلمان بازشناخته شود . و اهل ذمه به اسب سوار نشوند ، زيرا اين امر سبب بزرگوارى است و برخى گفته‌اند ممنوع نيستند و به استر و خر با خوىگير مىتوانند سوار شوند اما از عرض يعنى يك پهلو « 2 » . شيخ ابو حامد گفته است به‌طور عادى سوار مىشوند ، ليكن ركاب بايد چوبى باشد . و نيز در صدر مجلس بنشينند و به سلام آغاز نكنند و از تنگ‌ترين راهها رفت‌وآمد كنند و همچنين در بناى ساختمان بر مسلمانان برترى نجويند اما مساوات در اين امر رواست ، بعضى اين را نيز ناروا مىدانند و برترى ساختمانى در محله‌اى كه خاص اهل ذمه است به قول بعضى روا و به گفتهء

--> ( 1 ) - غيار پاره‌اى به رنگى جز رنگ جامه كه جهودان در قديم بر كتف مىدوختند تا از مسلمانان شناخته شوند و آن را عسلى يا پارهء زرد نيز گويند . ر ك : فرهنگ فارسى دكتر معين . ( 2 ) - متن : و ان يركبوا من شق واحد .